دیگر خودش نبود. ساعات آخر انتخاب رسیده بود؛ میگویند کفشهایش را بابندهایش به گردن انداخت و رفت به خیمه گاه سیدالشهدا علیه السلام
شاید چیزی نگفت؛ شاید فقط با چشمانش به امام گفت: دستم خالی است و جرمم سنگین. شاید همینطور که میگفت "یاحسین" میگریست.
امام پذیرفتند! به همین راحتی و بخشیدند! به همین راحتی!
و خدا هم بخشید و آنقدر حر را بخشید که شهادت در کربلا را نصیبش کرد؛ آنهم در واپسین لحظات.
بیا در این واپسین لحظات کفشهایمان را به گردن آویزیم. به امام زمان علیه السلام بگوییم که شعبان دارد تمام میشود و جرممان هنوز باقی است و دستمان خالی تر!
بیایید بگوییم"ببخش آقا"
و بعد قسمش بدهیم؛ بفاطمة...
اگر ببخشد همه چیز تمام است؛ خدا هم خواهد بخشید. به همین راحتی.
بیایید آخرین لحظات ماه شعبان را دریابیم...
برچسب:
نویسنده: پارسا پاکدل